زن بودن در این مملکت چیز مزخرفی است .
چه توهینها که نباید تحمل کرد تنها به این جرم که یک زنی .
کدام زن است که در این مملکت زندگی کند و بار سنگین متلکهای مردان کوچه و خیابان را تحمل نکرده باشد .
کدام زن است که در این مملکت زندگی کرده باشد و مردان قبیح شهرش آلت تناسلی اشان را در دست و گاه مزین به روبان تعارفش نکرده باشند . البته این صحنه ایست که همیشه دور از چشم مردان دیگر اتفاق می افتد اما به وفور در کوچه و خیابان حتی تاکسی و اتوبوس شاهدش خواهید بود و این مردان چه هنرمندانه تحفه خود را از چشم هم جنسان خود دور نگه میدارند .
محال است که زن باشی و هنگام رانندگی ٬ مردان این شهر با بهانه یا بی بهانه بدترین و رکیک ترین فحشهایی که حتی شایسته مادری که دامان این جامعه را با همچین مردان قبیح و کثیفی آلوده کرده هم نیست نثارت نکرده باشند .
نمیشود که زن باشی و زمان اعتراض به دست درازی های این مردان قبیح با نگاه های درنده و متهم کننده اطرافیان مواجه نشوی و چه بسا نگاهان متهم کننده هم جنسانت .
تازه اینها تنها گوشه ای از سختی های زنی است که در این جامعه زندگی میکند به شرط آنکه محیط خانه و خانواده پاکتر و امن تر از آنچه در جامعه بر او میگذرد باشد .
امروز و فرداست که دود این بی فرهنگی ها و جدا سازی های جنسیتی مثل شوره های دریاچه ارومیه چنان بر چشم این جامعه برود که هیچ درمانی برای این کوری نباشد .